تبليغاتX
ღ♥ღ دلبر زيبا ღ♥ღ

ღ♥ღ دلبر زيبا ღ♥ღ

بسوزه دل عاشقی که هر چی بدبختیه بخاطر همین دل عاشقه

 
 
http://delbareziba.co.cc/

سلام دوستان !
من قبلا در این وبلاگ شعر های خودمو می نوشتم اما به خاطر کم لطفی بعضی از دوستان که شعرها رو کپی می کردن و حتی کوچکترین نامی از شاعرش نمی بردن همه ی اونا رو پاک کردم و دیگه نمی نویسم ...
از همه ی شما به خاطر نظر هاتون ممنون با وجود این که خیلی دوست دارم به وبلاگ هاتون سر بزنم و کامنت بگذارم اما فعلا برای چند وقتی نمی تونم اگر خدا بخواد و سرم خلوت بشه حتما جبران می کنم!!!
قصدم این است : سوال های ذهنم را بر ملا کنم ...
زندگی کوتاه تر از آن است که به خصومت بگذرد و قلبها گرامی تر از آنند که بشکنند آنچه از روزگار به دست می آید با خنده نمی ماند و آنچه از دست می رود با گریه جبران نمی شود .فردا خورشید طلوع خواهد کرد حتی اگر ما نباشیم
نمیدانم چرا اینگونه است؟وقتی نگاه عشق کسی به توست می بینی اما,دلت بسیار بسته به سر دیگری است.
بی اعتنا می گذری وعاشقانه به کسی می نگری که دلش پیش تو نیست
این وب سایت وب سایت غم وتنهایی است
در کنار تمامی این مطلبها به توصیف گروه دوستی می پردازد یک گروه دوستی واقعی

My Blog
My Archive
My Categories

Daily Links
Friends Link
Template By


طراح قالب:مهدي
ابتدا نيت كنيد

ابتدا نيت كنيد


سپس براي شادي روح حضرت حافظ يك صلوات بفرستيد

.::.حالا كليد فال را فشار دهيد.::.

براي گرفتن فال خود اينجا را كليك كنيد




اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً















فردا اگر از راه نمی آمد
من تا ابد کنار تو می ماندم
من تا ابدترانه عشقم را
در آفتاب عشق تو می خواندم

در پشت شيشه های اتاق تو
آنشب نگاه سرد سياهی داشت
دالان ديدگان تو در ظلمت
گويی به عمق روح تو راهی داشت

لغزنده بود در مه آيينه
تصوير ما شکسته و بی آهنگ
موی تو رنگ ساقه گندم بود
موهای من، خميده و قيری رنگ

رازی درون سينه من می سوخت
می خواستم که با تو سخن گويد
اما صدايم از گره کوته بود
در سايه ، بوته ، هيچ نمی رويد !

ديدم آنجا نگاه خسته من پر زد
آشفته گرد پيکر من چرخيد
در چارچوب قاب طلايی رنگ
چشم مسيح بر غم من خنديد

ديدم اتاق درهم و مغشوش است
در پای من ، کتاب تو افتاده
سنجاقهای گيسوی من آنجا
بر روی تختخواب تو افتاده

از خانه بلوری ماهيها
ديگر صدای آب نمی آيد
فکر چه بود گربه پير تو
کو را به ديده خواب نمی آمد

بار دگر نگاه پريشانم
برگشت لال و خسته به سوی تو
می خواستم که با تو سخن گويد
اما خموش ماند به روی تو

آنگاه ستارگان سپيد اشک
سوسو زدند در شب مژگانم
ديدم که دستهای تو چون ابری
آمد به سوی صورت حيرانم

ديدم که بال گرم نفسهايت
ساييده شده به گردن سرد من
گويی نسيم گمشده ای پيچيد
در بوته های وحشی درد من

دستی درون سينه من می ريخت
سرب سکوت و دانه خاموشی
من خسته زين کشاکش دردآلود
رفتم به سوی شهر فراموشی

بردم ز ياد انده فردا را
گفتم : "سفر" فسانه تلخی بود
ناگه به روی زندگيم گسترد
آن لحظه طلايی عطر آلود

آن شب من از لبان تو نوشيدم
آوازهای شاد طبيعت را
آن شب به کام عشق من افشاندی
ز آن بوسه قطره ابديت را
 
 
سه شنبه چهاردهم آبان 1387
عکسش

+ نوشته شده در  ساعت 16:1  براي نقاب توسط  زهرا  |   
برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری  
دوشنبه ششم آبان 1387

+ نوشته شده در  ساعت 16:48  براي نقاب توسط  زهرا  |   
برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری  
چهارشنبه یکم آبان 1387
عشق ...

گفته بودي که چرا محو تماشاي مني وآن چنان مات که يک دم مژه بر هم نزني مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدني

 زندگي سخت نيست ما سختش مي كنيم *عشق قشنگ نيست ما قشنگش مي كنيم *دل ما تنگ نيست ما تنگش مي كنيم *دل هيچكس سنگ نيست ما سنگش مي كنيم

مهم نيست قشنگ باشي ،قشنگ اينه كه مهم باشي حتي براي يك نفر

بر خاک بخواب نازنین،تختی نیست. آواره شدن ,حکایت سختی نیست. از پاکی اشکهای خود فهمیدم لبخند همیشه راز خوشبختی نیست

عشق فراموش کردن نيست بلکه بخشيدن است عشق گوش کردن نيست بلکه درك كردن است عشق ديدن نيست بلکه احساس کردن است عشق جا زدن و کنار کشيدن نيست بلکه صبر کردن و ادامه دادن است   

 

چه مغرورانه اشك ریختیم چه مغرورانه سكوت كردیم چه مغرورانه التماس كردیم چه مغرورانه از هم گریختیم غرور هدیه شیطان بود و عشق هدیه خداوند هدیه شیطان را به هم تقدیم كردیم هدیه خداوند را از هم پنهان كردیم

+ نوشته شده در  ساعت 15:16  براي نقاب توسط  زهرا  |   
برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری  
شنبه بیست و هفتم مهر 1387
پر پروازی ندارم ...

پر پروازی ندارم                         پر و بالم و شکسته  

دل بیداری ندارم                       دلم از غصه شکسته

حالا محتاجم و خسته                  دلمو رفیق شکسته  

اون رفیقم که نمک خورد            اون نمکدون و شکسته

چوب لای چرخم میزاره                    میگه معرفت اینه  

منو میندازه تو چاه                         میگه راهت همینه

اون رفیق جونجونیم                 همه درها روبه روم بست

فکرشو نکردم                              کمرما رو شکست

کمر ما رو شکست                    لوتی گری عالمی داشت

اما حیف موقع چه زود گذشت      اما حالا دستمون کجا بنده

دیگه نیست مرام و معرفت                       آی زمونه آی زمونه

تو چه کردی با دل ما                  اون رفیق بود که توکردی، همدم ما

              حالا دستمو بگیر، ای رفیق نارفیق          

     من که خستم من که تنهام دلمو نشکن رفیق

+ نوشته شده در  ساعت 17:32  براي نقاب توسط  زهرا  |   
برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری  
شنبه بیست و هفتم مهر 1387
آغوش

+ نوشته شده در  ساعت 15:29  براي نقاب توسط  زهرا  |   
برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری  
شنبه بیست و هفتم مهر 1387
نخواستی

+ نوشته شده در  ساعت 15:20  براي نقاب توسط  زهرا  |   
برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری  
یکشنبه بیست و یکم مهر 1387
تخته شد رفت !!!

همیشه به خودم میگفتم غیر ممکن وجود نداره

هر چیزی که بخوام می تونم داشته باشم  

هر کی رو بخوام می تونم  بدست بیارم

ولی امروز فهمیدم چه اشتباه بزرگی کردم

+ نوشته شده در  ساعت 16:52  براي نقاب توسط  زهرا  |   
برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری  
یکشنبه بیست و یکم مهر 1387
بی وفایی ...

رسم بازی عشق این بود که من بشمارم و تو قایم بشوی به همان رسم های قدیمی کودکانه (قایم باشک) هنوز نشمرده بودم که رفتی و چنان رفتی که برای همیشه به دنبالت سرگردان و اواره شدم  لعنت به این بازی بچه گانه لعنت ...............................
 
بجای اینکه از خدا یه عشق پاک بخواهید
از خدا بخواهید به شما ظرفیتشو بده  
ظرفیت اینکه تفاوت بین
دوست داشتن ، عشق ، محبت کردن
رو بدونیم
 

+ نوشته شده در  ساعت 16:43  براي نقاب توسط  زهرا  |   
برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری  
یکشنبه چهاردهم مهر 1387
او رفت ...

 

دلبر رفت و من باز در تنهايي خود ...

شاید اشتباهه اما عاشقا دروغ می گن ، آدمهای مهربون و با وفا دروغ می گن  ، اونا که می گن تا همیشه دیوونتن ، بذار بی پرده بگم که به شما دروغ می گن ، اونا که میان به این بهونه ها ، از توی شهر قشنگ قصه ها ، دروغ می گن ، اونا که فدات بشم تکیه کلامشون شده ، به تموم آسمونا به خدا دروغ میگن ، اونا که هر دم می گن جبران می کنم ، اونا که با قسم و آیه می خوان بهت بگن تا قیامت نمی شن ازت جدا ، دروغ می گن ....

                                   چرا باید عاشق بشیم که بعد

                                دروغ بشنویم ، بی معرفتی ببینیم      

                             خیانت ببینیم ، از ما سو استفاده کنند

               از ما سو استفاده می کنند تا دیگر یارشونو خوشحال کنند

                                          نامردی تا این حد!

                               کاش می شد که دگر عاشق نشد

+ نوشته شده در  ساعت 15:51  براي نقاب توسط  زهرا  |   
برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری  
سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387
آن يار سفر كرده

آن یار که دل به نگاهش محتاج است

کنون در حرم رضا بنشسته و گریان است

رسان حرف دل را پیش دلبر ای باد صبا

دانی که چیست حرف دل همان التماس دعا

+ نوشته شده در  ساعت 12:52  براي نقاب توسط  زهرا  |   
برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری  
پنجشنبه بیستم تیر 1387
فراموش كن ...

فراموش کن هر آن چه را که نمی توانی به دست آوری

و

به دست بیار هر آن چه را که نمی توانی فراموش کنی

نقاب عزيزم منتظرت مي مانم


+ نوشته شده در  ساعت 14:26  براي نقاب توسط  زهرا  |   
برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری  
شنبه هشتم تیر 1387

اگه یه روز دیدی

که یه گوشه افتادم و یه پارچه ی سفید روم کشیدن...... بدون واسه خاطر تو مردم

 که از بی تو بودن می نالم...... بدون بی تومی میرم

 که بعد از رفتنت لباس سفید پوشیدم...... بدون که در انتظار مرگم

که از نبودت داغون می شم...... بدون برام همه چی بودی

که وقتی داری گریه می کنی و میام باهات اشک می ریزم...... بدون دوستت دارم

+ نوشته شده در  ساعت 17:37  براي نقاب توسط  زهرا  |   
برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری  
پنجشنبه ششم تیر 1387
و زندگي يعني اين...

عميق ترين درد زندگي دلبستن به كسي است كه بداني هرگز به تو تعلق ندارد

+ نوشته شده در  ساعت 0:58  براي نقاب توسط  زهرا  |   
برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری  
چهارشنبه پنجم تیر 1387
بدرود

بدرود براي هميشه

+ نوشته شده در  ساعت 18:26  براي نقاب توسط  زهرا  |   
برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری  
شنبه یکم تیر 1387
خبري از دلبر نيست ...

---> آهنگ بسیار زیبای  زهرا را از اینجا دانلود کنید <---

+ نوشته شده در  ساعت 2:13  براي نقاب توسط  زهرا  |   
برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری  
چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387
بوسه

گاه در رويايم بوسه اي از لبانت بر مي چينم    *    بوسه اي بهر عشق نه هوس      بوسه اي كه تمام ناگفته هايم را مي گويد  *  بوسه اي كه شفاي دردهايم است

در همين حال

اشك از چشمانم مي ريزد  *  نمي دانم اين اشك بهر خوشحاليست يا ناراحتي * خوشحالي اينكه مي دانی دوستت دارم و ناراحتي اين كه مي دانم دوستم نداري !

 

+ نوشته شده در  ساعت 17:6  براي نقاب توسط  زهرا  |   
برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری  
یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387
بازهم عشق ...

+ نوشته شده در  ساعت 15:43  براي نقاب توسط  زهرا  |   
برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری  
یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387
جملات شاعرانه عشقولانه و دلنواز

1.   دل تنها عضوي است كه با نگاه لمس مي شود.
2.   دل تاري است كه وقتي بشكند بهتر مي نوازد.
3.   خدا را بخوان تا خدا تو را از خواندني ها قرار دهد.
4.   غرور از فرشته شيطان ، و تواضع از خاك ، انسان مي سازد.
5.   گرفتار گناه ، اسير هر دو عالم است.
6.   حقيقت رنگ كردن مردم عينكي شدن خود است.
7.   زني كه جواهر است از جواهرات براي خويش بت نمي سازد.
8.   چشم دروغگو بيشتر از معمول پلك مي زند.
9.   مطالعه يك كتاب تجربه يك زندگيست.
10.  لبخند طاق نصرتي بر دروازه دل است.
11.  كودكان خوبند اگر خلاف كردند بزرگترها را ادب كنيد.
12.  رابطه اي كه با هوس شروع شود، با تنفر خاتمه مي يابد.
13.  چاله شكست پر است از انسان هاي تندرو.
14.  دوست جديد دنياي جديد است.
15.  همه از عشق دم مي زنند اما عاشقان در سكوت مي ميرند.
16.  هر كس در هنگام شكست ها نشكند پيروز است.
17.  همه انسان ها در شهر خيال خويش اسطوره هايي منحصر به فردند.
18.  زندگي ساختني است نه گذراندني.
19.  جهان بزرگتر از آن است كه با كار تو خراب شود با گناه خود را خراب نكن.
20.  غرور انهدام است مغرور نباش.
21.  اي انسان بمان براي ساختن و نساز براي ماندن.
22.  امروز فرصتي است براي جبران ديروز و ساختن فردا.
23.  ارزانترين و زيباترين آرايش صورت لبخند است.
24.  بقا از آن خداست باور نداريد از گذشتگان بپرسيد.
25.  كسي كه هدف هاي بزرگ دارد بزرگ مي ميرد.
26.  در ميدان عشق قاتل و مقتول محبوب يكديگرند

+ نوشته شده در  ساعت 14:47  براي نقاب توسط  زهرا  |   
برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری  
یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387
عجب آن دلبر زيبا كجا شد

عجب آن دلبر زیبا کجا شد
عجب آن سرو خوش بالا کجا شد

میان ما چو شمعی نور می​داد
کجا شد ای عجب بی​ما کجا شد

دلم چون برگ می​لرزد همه روز
که دلبر نیم شب تنها کجا شد

برو بر ره بپرس از رهگذریان
که آن همراه جان افزا کجا شد

برو در باغ پرس از باغبانان
که آن شاخ گل رعنا کجا شد

برو بر بام پرس از پاسبانان
که آن سلطان بی​همتا کجا شد

چو دیوانه همی​گردم به صحرا
که آن آهو در این صحرا کجا شد

دو چشم من چو جیحون شد ز گریه
که آن گوهر در این دریا کجا شد

ز ماه و زهره می​پرسم همه شب
که آن مه رو بر این بالا کجا شد

چو آن ماست چون با دیگرانست
چو این جا نیست او آن جا کجا شد

دل و جانش چو با الله پیوست
اگر زین آب و گل شد لاکجا شد

+ نوشته شده در  ساعت 14:36  براي نقاب توسط  زهرا  |   
برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری  
یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387
نجاتم ده

نجات من بدست توست
از اين محبس نجاتم ده

لباس کهنه تن را بسوزان و حياتم ده

بيا و نقطه پايان به شعر عمر من بگذار

تنم ديوار بين ماست

تنم را از ميان بردار

مرا از وحشت و ترديد رها کن تا رها باشم

هواي صبح بيداري شهادت را صدا باشم

هميشه در مصاف مرگ نقاب از چهره ميافتد

چه در ميدان چه در بستر پس بيماري
ممتد
بيا و جامه عصيان بپوشان بر صداي من

که تنها سهم من اين است

هراس بي صدا مردن

مرا از وحشت و ترديد رها کن تا رها باشم

هواي صبح بيداري

شهادت را صدا باشم

نقاب از چهره ام بردار

به آيينه نشانم ده

سکوتم بدتر از مرگ است

بميرانم زبانم ده

بيا و جامه عصيان بپوشان بر صداي من

که تنها سهم من اين است

هراس بي صدا مردن

مرا از وحشت و ترديد رها کن تا رها باشم

هواي صبح بيداري

شهادت را صدا باشم

+ نوشته شده در  ساعت 14:27  براي نقاب توسط  زهرا  |   
برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری